محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

508

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

صيال السّبع العقور و هدر فنيق الباطل بعد كظوم و تواخى النّاس على الفجور و تهاجروا على الدّين و تحابّوا على الكذب و تباغضوا على الصّدق فإذا كان ذلك كان الولد غيظا و المطر قيظا و تفيض اللّئام فيضا و تغيض الكرام غيضا و كان أهل ذلك الزّمان ذئابا و سلاطينه سباعا و أوساطه اكّالا و فقراؤه أمواتا و غار الصّدق و فاض الكذب و استعملت المودّة باللّسان و تشاجر النّاس بالقلوب و صار الفسوق نسبا و العفاف عجبا و لبس الإسلام لبس الفرو مقلوبا . ( 6 ) » ترجمه پرچم گمراهى بر پايه‌هاى خود برافراشته شده و طرفداران آن فراوان گشته شما را با پيمانه خود مىسنجند و سركوب مىكنند ، پرچمدارشان ( معاويه ) ، از ملت اسلام خارج و بر راه گمراهى ايستاده است . پس آن روز كه بر شما دست‌يابند جز تعداد كمى از شما باقى نگذارند ، چونان باقى مانده غذايى اندك در ته ديگ يا دانه‌هاى غذاى چسبيده در اطراف ظرف شما را مانند پوست‌هاى چرمى به هم پيچانده مىفشارند و همانند خرمن شما را به شدت مىكوبند و چونان پرنده‌اى كه دانه‌هاى درشت را از لاغر جدا كند ، اين گمراهان ، مؤمنان را از ميان شما جدا ساخته نابود مىكنند . با توجه به اين همه خطرات ، روش‌هاى گمراه‌كننده شما را به كجا مىكشاند ؟ تاريكىها و ظلمتها ، تا كى شما را متحير مىسازد دروغ‌پردازيها تا چه زمانى شما را مىفريبد ؟ از كجا دشمن در شما نفوذ كرده به اينجا آورده و به كجا باز مىگرداند آگاه باشيد كه هر سرآمدى را پرونده‌اى و هر غيبتى را بازگشت